بپرس و خودداري مکن و شرم مدار که اين دانش را نه متکبّر و نه کمرو فرا نمي گيرند . [امام باقر عليه السلام ـ در پاسخ به پرسشهاي ابو اسحاق ليثي ـ]
امروز: پنجشنبه 7 شهريور 1387

وقتي داريد رانندگي مي کنيد، با شنيدن يک صداي ناهنجار چه مي کنيد؟ بي توجه به راه خود ادامه مي دهيد، با دقت به صدا گوش مي کنيد، ولي کار خاصي نمي کنيد و دعا مي کنيد صدا خود به خود قطع شود، يا در نخستين فرصت در صدد رفع عيب برمي آييد؟ عقل سليم مي گويد که هر صداي ناهنجاري نشانه وجود عيب است و براي اينکه سيستم درست کار کند بايد هر چه سريع تر آن عيب برطرف شود. در يک سيستم مديريت وبلاگ نيز وقتي خيلي از کاربران صدايشان بلند شده، چه بايد کرد؟ وقتي درصد قابل توجهي از اين کاربران داراي تجربه و قابل اعتماد هستند، چه؟


در ادامه يک خاطره را ملاحظه مي کنيد: حدود 10 سال پيش، از قم عازم تهران بودم. يک خودرو بنز نسبتاً مدل بالا ايستاد و 4 مسافر (از جمله من) را سوار کرد. نم نم باران بهاري هم باريدن گرفته بود و با صداي موزيک ملايمي که در خودرو پخش مي شد، لحظات بسيار فرح بخشي ايجاد شده بود. راننده، کارمند يک کارخانه بود و خودرو بنز را چند روز قبل تحويل گرفته بود و مهمانان ويژه از جمله کارشناسان کارخانه را به شهر مورد نظرشان منتقل مي کرد و در بازگشت براي اينکه تنها نباشد(!) چهار مسافر هم سوار مي کرد. از عوارضي که رد شديم، من به راننده گفتم:«يک بوي نم خاصي مي آيد، براي چيست؟» راننده گفت:«چيزي نيست موتور داغ است، لاستيک ها آب باران را مي پاشند به زير ماشين و بوي نم ايجاد مي شود.» يک نفر از کساني که عقب نشسته بودند گفت:«ولي نبايد اين همه بو بيايد توي ماشين.» راننده نگاه عاقل اندر سفيهي در آينه کرد و شروع کرد از سوابق درخشانش در رانندگي با انواع خودروهاي مختلف تعريف کردن. حدود پنجاه کيلومتر در اتوبان جلو آمده بوديم که سر و صدايي هم به بوي نم اضافه شد. راننده سرعت را کم کرد و نگران در جاي نامناسبي ايستاد. همان فرد از صندلي عقب گفت:«کاپوت را بزن» و پايين پريد. با توجه به اينکه سررشته زيادي هم از مکانيک خودرو ندارم، تا آنجا که يادم هست، مشخص شد که حداقل واشر سرسيلندر سوخته. راننده کاربلد(؟) به مسافر فضول(!) گفت:«حالا چکار کنم؟» گفت:«تکانش نده، بکسلش کن تا يک مکانيکي و دعا کن ياتاقان نزده باشد.» ما هم با بدبختي يک خودرو ديگر گيرآورديم و ادامه مسير داديم.


 نوشته شده توسط آر.پي.جي ‏زن (امير عباس) در يکشنبه 28/5/1386 و ساعت 3:0 عصر | نظرات ديگران()
 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[30/5/1386- 2:53 ص] پاسخ به شيطنت
[29/5/1386- 6:10 ص] همراه قرآن باشيد
[29/5/1386- 1:53 ص] زنده‏باد ستايشگر من!
[28/5/1386- 6:7 ع] ماجراي يک چت خصوصي
[28/5/1386- 3:0 ع] تعميرکار خود باشيد
[24/5/1386- 10:0 ص] چه کسي هک مي کند؟
[22/5/1386- 5:56 ص] نخستين شليک با بسم الله

بالا

طراح قالب: رضا امين زاده** پارسي بلاگ پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ

بالا